لغت نامه دهخدا
عجز و لابه. [ ع َ زُ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )تضرع. زاری و ناله و فریاد. گریه و زاری. || خواهش و تمنا. رجوع به عجز و رجوع به لابه شود.
عجز و لابه. [ ع َ زُ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )تضرع. زاری و ناله و فریاد. گریه و زاری. || خواهش و تمنا. رجوع به عجز و رجوع به لابه شود.
تضرع زاری
💡 ز ملک هند نخوانی، اگر به شهر نجف به عجز و لابه بگیرم به محشرت دامن
💡 به عجز و لابه ام آن سنگدل نبخشود ایچ بلی به بره کجا گرگ را ترحم شد
💡 به زیر خنجر آن شوخ عجز و لابه مکن دلا عبث مشکن کاسه گدایی ما
💡 به عجز و لابه و الحاح و گریه و زاری گرفت رخصت حرب از حسین بوجه حسن
💡 همان به که با یک جهان عجز و لابه بگویم بتوصیفش الله اعلم
💡 کنون به سوی سفیر از پی شفاعت خویش به عجز و لابه و تیمار و آه و محنت و رن