لغت نامه دهخدا
صبران. [ ص َ ] ( اِخ ) شهرکی است به ماوراءالنهر وراء نهر سیحون و در آن قلعه ای مرتفع است که غزها برای تجارت و آشتی در آنجا فراهم آیند. ( معجم البلدان ).
صبران. [ ص َ ] ( اِخ ) شهرکی است به ماوراءالنهر وراء نهر سیحون و در آن قلعه ای مرتفع است که غزها برای تجارت و آشتی در آنجا فراهم آیند. ( معجم البلدان ).
قلعه بلندی بود در ماورائ النهر در کنار نهر سیحون.
💡 نه دل بر جا که غم را پای دارد نه صبران که دل بر جای دارد
💡 جان ز تن سرزده می جست چو بی راهان در دل ز بر شیفته برداشت چو بی صبران آه