سخت درمان
مترادفها
درمانناپذیر، سختدرمان، لاعلاج
فرهنگستان زبان و ادب
{refractory} [پزشکی] مقاوم در برابر درمان
جمله سازی با سخت درمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کی کند فکر فلاطون امتیاز نبض ما؟! درد بیدرمان غم را سخت درمان بینمت!
💡 پزشکان پس از بررسیهای گسترده، اعلام کردند که این نوع بیماری نادر، بسیار سخت درمان است و نیاز به مراقبتهای ویژه دارد.
💡 برخی از مشکلات اجتماعی و رفتاری در جامعه، مانند اعتیاد، به دلیل پیچیدگیهای ساختاری، بسیار سخت درمان هستند و نیاز به برنامههای جامع دارند.
💡 او با وجود اینکه بیماریاش بسیار سخت درمان بود، اما با روحیه بالای خود و امید به شفای الهی، همچنان با بیماری مبارزه میکرد.