لغت نامه دهخدا
دانش بهر. [ ن ِ ب َ ] ( ص مرکب ) دارای بهره از دانش. بانصیب از علم. از دانش بابهره. بهره دار از دانش. بهره مند از علم:
هر پزشکی که بود دانش بهر
آمده بر امید شهر بشهر.نظامی.باز می جست در ولایت و شهر
خبر از مردمان دانش بهر.میرخسرو.
دانش بهر. [ ن ِ ب َ ] ( ص مرکب ) دارای بهره از دانش. بانصیب از علم. از دانش بابهره. بهره دار از دانش. بهره مند از علم:
هر پزشکی که بود دانش بهر
آمده بر امید شهر بشهر.نظامی.باز می جست در ولایت و شهر
خبر از مردمان دانش بهر.میرخسرو.
آن که بهره و نصیب از علم و فضل دارد، بابهره از دانش، دانشمند: هر پزشکی که بود دانش بهر / آمده بر امید شهربه شهر (نظامی۴: ۶۹۶ ).
دارای بهره از دانش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر پزشگی که بود دانش بهر آمده بر امید شهر به شهر
💡 ورندارد ز دین و دانش بهر از تنش جان جدا کنند به قهر
💡 ز دانش بهر کس رساننده بهر پارسی گو گرچه تازی خوش تر است
💡 هر کسی در دانشی گوید فریدم هست و نیست آن ویست از جمله دانش بهر فنی فرید