لئالی

لغت نامه دهخدا

لئالی. [ ل َ آ ] ( ع اِ ) ج ِ لؤلؤ. رجوع به لاَّلی شود.

جمله سازی با لئالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کز ابر کلک فشانم بسی جواهر رخشان ز بحر طبع بر آرم بسی لئالی انور

💡 بستند بارهای جواهر همه بدوش کردند دانهای لئالی همه گزین

💡 زمره مرجان و لئالی به رطل کهرب و یاقوت و زبرجد به من

💡 چرخ پر کرده برایت عدت جود ترا از لئالی قعر دریا وز جواهر جوف کان

💡 چو ظاهر شد گهرها زان برون ریخت لئالی هستی از مخزن فزون ریخت