لغت نامه دهخدا
قاه قاه. ( اِ صوت ) خندیدن به آواز بلند را گویند. ( برهان ). قهقهه. ( حاشیه برهان دکتر معین ):
زده خنده بر روی خواهندگان
دهان زر از جودتو قاه قاه.کمال الدین اسماعیل.
قاه قاه. ( اِ صوت ) خندیدن به آواز بلند را گویند. ( برهان ). قهقهه. ( حاشیه برهان دکتر معین ):
زده خنده بر روی خواهندگان
دهان زر از جودتو قاه قاه.کمال الدین اسماعیل.
۱. صدای خندۀ بلند.
۲. (اسم ) خنده با صدای بلند. * قهقهه.
( اسم ) حکایت آواز خنده قهقهه: سید میران قاه قاه خندید.
💡 بکبک و بلبل مگر شادی و غم شد قرین کان خندد قاه قاه وین نالد زار زار
💡 به عیش، خاصیت شیشههای می داریم که خنده بر لب ما قاه قاه میگرید
💡 برق زجودت بابر ابر زخشمت ببرق خنده کند قاه قاه گریه کند زارزار
💡 تا که روان دیده اشک مام وطن را خندۀ شیرین و قاه قاه ندارد
💡 چو نومید شد کل ز صید کلاه برون قاه قاه و درون آه آه
💡 خنده ای زد مرد دهقان قاه قاه کافرین ای جنگ جوی رزمخواه