لغت نامه دهخدا
راحت انگیز. [ ح َ اَ ] ( نف مرکب ) شادی بخش. ( آنندراج ). برانگیزنده آسایش. راحت بخش:
بیا ساقی آن راحت انگیز روح
بده تا صبوحی کنم در صبوح.نظامی.
راحت انگیز. [ ح َ اَ ] ( نف مرکب ) شادی بخش. ( آنندراج ). برانگیزنده آسایش. راحت بخش:
بیا ساقی آن راحت انگیز روح
بده تا صبوحی کنم در صبوح.نظامی.
شادی بخش. برانگیزند. آسایش. راحت بخش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو تا طوب ی نهال راحت انگیز به آب زندگانی گشته نوخیز