لغت نامه دهخدا
خاشه روب. [ ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) کسی که خیابانها و محله ها را پاک می کند. سُپور. مأمور نظافت اماکن عمومی. جاروکش:
تو در پای پیلان بدی خاشه روب
گواره کشی پیشه با رنج و کوب.اسدی ( گرشاسب نامه ).
خاشه روب. [ ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) کسی که خیابانها و محله ها را پاک می کند. سُپور. مأمور نظافت اماکن عمومی. جاروکش:
تو در پای پیلان بدی خاشه روب
گواره کشی پیشه با رنج و کوب.اسدی ( گرشاسب نامه ).
کسی که خاروخاشاک را از زمین جارو می کرده، جاروکش.
( صفت ) کسی که خیابانها و کوچه ها را پاک کندمامور نظافت اماکن عمومی سپور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشه چین خرمن علمش ملک خاشه روب محفل حکمش فلک
💡 تا ابد نقد من این انعام بس خاشه روب کوی شاهم نام بس
💡 ملایک خاشه روب گلشن او خلایق خوشه چین خرمن او