راهنمائی

لغت نامه دهخدا

راه نمائی. [ ن ُ / ن ِ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) راه نمایی. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

راه نمایی

جمله سازی با راهنمائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجاست راهنمائی به سوی منزل او که ما به خویش نبردیم ره به هیچ طریق

💡 همه ببانگ سگ نفس می روند بمنزل عجب تر اینکه به از خضر جسته راهنمائی

💡 از «معاذبن جبل » نقل است که: روزی به پیامبر گفتم: مرا به کاری راهنمائی کن که به بهشت گسیلم کند و از آتش دورم سازد.

💡 نیز امیر مومنان (ع) فرمود که پیامبر (ص) میگفت: بگو خداوندا مرا هدایت فرمای و استواری ده. و از هدایت، راهنمائیت براه راست را خواه و از استواری، استواری چون تیر در رفتن بسوی هدف را خواه.

💡 و به جهت این مناسبت و قرابت، این سه را میل به تسلط شیطان بیشتر، و متابعت آن را راغب ترند به آسانی تن به اطاعت دیگری در می دهند و به ملاحظه قرابت و نسبت، از اطراف و جوانب لشکر شیطان را راه می دهند و راهنمائی ایشان می کنند.

💡 امتحانات کتبی از طریق اداره راهنمائی و رانندگی است که توسط کارشناسان (سرهنگ راهنمایی و رانندگی ) برگزار می‌شود.