ویکی واژه
نرهشیر
شیر نر. تحلویحا مرد جنگجو و شکستناپذیر. نباید که آن بچّهٔ نره شیر/ شود تیز دندان و گردد دلیر «فردوسی»
نرهشیر
شیر نر. تحلویحا مرد جنگجو و شکستناپذیر. نباید که آن بچّهٔ نره شیر/ شود تیز دندان و گردد دلیر «فردوسی»
💡 بر آن نامداران گرفت آفرین که ای نره شیران ایران زمین
💡 بپوید ز شنگان به ایران شود به پرخاش آن نره شیران شود
💡 وز آن جا سپه سوی ایران برم برزم یلان نره شیران برم
💡 یکی تیغ زد شیرمرد دلیر به فرق فرامرز چون نره شیر
💡 جهان را سیه کرد از پر تیر همی ریخت پیکان بدان نره شیر
💡 هم اندر تگ اسپ یک چوبه تیر بینداخت و بگذاشت چون نره شیر