نرگدا. [ ن َ گ َ / ن َرْ رَ / رِ گ َ] ( اِ مرکب ) گدایان بی شرم و حراف و زبردست را گویند. ( برهان قاطع ). نره گدا. گدائی بسیار مبرم یال وکوپال دار. قومی از گدایان مهیب و قوی هیکل. ( آنندراج ). گدای بی شرم و ناهموار و پرحرف و زبردست. ( ناظم الاطباء ).گدای قوی هیکل و شوخ چشم. گدائی که بدن قوی و بنیه سالم دارد. ( یادداشت مؤلف ). گدای قوی جثه قلچماق که در سؤال بی شرمی و ابرام از حد بگذراند:
آبستن یک بد نشده مادگیش
صد بار به دست نرگدایان افتاد.ظهوری ( از آنندراج ).بیا به شهر زنان رو کنیم کز همه روی
خوشند ماده کریمان ز نرگدای خنک.میرالهی ( از آنندراج ).
(نَ گِ ) (اِمر. ) گدای پررو.
۱. [عامیانه] خسیس.
۲. [قدیمی] گدای سمج، بی شرم، و گردن کلفت.
( اسم ) گدای بیشرم وبی ادب ووقیح.
نرگدا/
گدای پررو، گدای یال و کوپالدار و بیشرم و بیادب.
(گفتگو): خسیس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نر گدایی گرچه نبود چون در حرص و طمع لیک چون وقت جهاد نفس گردد، مادهای
💡 هنر گداخته بودش زخلعت رنگین گهر زشرم به دامان کوهسار گریخت
💡 نر گدایان به جان خلق افتند قوم در حلق و جلق و دلق افتند
💡 کیست اینجا شیخ اندر بند تو من ندیدم نر گدا مانند تو
💡 گفت یک روزی به خواجهٔ گیلیی نان پرستی نر گدا زنبیلیی
💡 این الف وین میم ام بود ماست میم ام تنگست الف زو نر گداست