مالح. [ ل ِ ] ( ع ص ) آب شور، لغت غیرفصیح است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آب شور، و اندک بکار رود. ( از اقرب الموارد ). || نبت مالح؛ شورگیاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شور و نمکین. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || نمک سود: سمک مالح؛ ماهی شور. ماهی نمک سود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(لِ ) [ ع. ] (ص. ) شور، نمکین.
شور، نمکین.
شور، نمکین
( صفت ) شور نمکین.
مالح (تموشنت). مالح ( به عربی: المالح ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان عین تموشنت واقع شده است. مالح ۶۹٫۱۸ کیلومتر مربع مساحت و ۱۸٬۹۴۴ نفر جمعیت دارد.
شور، نمکین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی خواجه بزاز از روی اکرام و اعزاز با هزار ناز و اهتزاز روی بمن کرد، که من در شمایل تو مخایل فضایل می بینم، چه باشد اگر نانی بر خوان ما بشکنی و انگشت بر نمکدان ما زنی که رسم ضیافت، قدیم است و حق ممالحت عظیم، و از آن است که: قسم آزادگان و عهد حلال زادگان است.
💡 هر که را حقوق ممالحت غریم وار دامن نگیرد کریم وار نمیرد، خاک این خطه مکتب و ملعب من بوده و مربع و مرتع این دیار عرصه بازی و میدان اسب تازی من، ارباب کرم و اولیای نعم درین خاک پاک سر در طی کفن وفا کشیده اند و ازجام حوادث شربت فنا چشیده
💡 المالحه (به عربی: المالحة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی سلمیه واقع شدهاست. المالحه ۲۳۳ نفر جمعیت دارد.
💡 المالح در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت: «من مسئولیت تشکیل دولت انتقالی را پذیرفتم و برای تشکیل کابینه با همهٔ گروههای اپوزیسیون سوریه در خارج و داخل کشور مشورت خواهم کرد.»