لغت نامه دهخدا
عطرپاش. [ ع ِ ] ( نف مرکب ) عطرپاشنده. آنکه یا آنچه عطر پاشد. عطربیز. ( فرهنگ فارسی معین ). عطرافشان. || ( اِ مرکب ) ظرفی غالباً بلورین، دارای دهانه ای منحنی که در آن گویی لاستیکی میان تهی تعبیه کرده اند، و چون گوی را بفشارند فشار هوا قطرات عطر را از دهانه براند و پاشان سازد. ( از فرهنگ فارسی معین ).