لغت نامه دهخدا
عالیات. ( ع ص، اِ ) ج ِ عالیة. ( اقرب الموارد ). || چیزهای بلند و رفیع. ( ناظم الاطباء ).
- عتبات عالیات؛ آستانه های بلند که مراد قبور ائمه عراق باشد. ( ناظم الاطباء ).
عالیات. ( ع ص، اِ ) ج ِ عالیة. ( اقرب الموارد ). || چیزهای بلند و رفیع. ( ناظم الاطباء ).
- عتبات عالیات؛ آستانه های بلند که مراد قبور ائمه عراق باشد. ( ناظم الاطباء ).
[ ع. ] (ص. اِ. ) جِ عالیه، عتبات عالیات.
= عالیه
جمع عالیه
( صفت اسم ) جمع عالیه: حضرات عالیات عتبات عالیات.
جِ عالیه؛ عتبات عالیات.
💡 تولید ویدئو کلیپ سه بعدی مذهبی از عتبات عالیات به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
💡 العالیات (به عربی: العالیات) یک روستا در سوریه است که در حمص واقع شدهاست. العالیات ۵۳۲ نفر جمعیت دارد.
💡 سید ابوالفضل میر محمدی زرندی در سال ۱۳۰۲ در شهر زاویه متولد شد، در سال ۱۳۲۶ که او خانوادهاش جهت زیارت عتبات عالیات به عراق رفتند، در آنجا نزد «سید یحیی زرندی»ملقب به میردوان که دایی او بود تحصیل کرد و پس از مدتی به قم رفت.
💡 دروس مقدماتی را در حوزه علمیه شیراز به اتمام رساند. آنگاه برای ادامه تحصیلات، به عتبات عالیات مهاجرت کرد و پس از دریافت اجازه اجتهاد، به زادگاهش شیراز بازگشت.
💡 تا هویدا از الف گردد حروف عالیات خود الف را از تجلی دوم با کرده ای
💡 مصحف آیات و عنوان حروف عالیات غایه الغایات کاوصافش ز حد بیرون بود