رسول

رسول به معنای فرستاده، پیامبر و پیام‌آور است. به گفته راغب، این واژه می‌تواند به سخن یا پیامی که منتقل می‌شود نیز اطلاق شود. همچنین، به شخصی که رسالت را بر عهده دارد، نیز گفته می‌شود. این واژه به انبیا و ملائکه نیز اطلاق می‌گردد و به هر کسی که برای انجام مأموریتی فرستاده شده باشد، نیز فرستاده گفته می‌شود.در اصطلاح دینی، این واژه به معنای فرستاده خداوند است و فردی است که پیام الهی را به بندگان منتقل می‌کند. گفته می‌شود که این مفهوم با نبی تفاوت‌هایی دارد. برخی نظرات در این زمینه بیان می‌کنند که نبی، مروج دینی است که توسط رسولان آورده شده و برخلاف رسول، فرشته وحی را تنها در خواب مشاهده می‌کند. این واژه از ریشه ر(س) ل گرفته شده که در اصل به معنای برخاستن همراه با تأمل و درنگ است. در معنای دینی، به عنوان پیام‌آور و فردی شناخته می‌شود که به سوی موجودات دارای شعور و عقل فرستاده می‌شود تا نواقص و مشکلات روحی آن‌ها را برطرف کند و همچنین به آن‌ها آموزش دهد که چگونه مصالح دنیوی و اخروی خود را که عقلشان قادر به درک آن نیست، بشناسند.

لغت نامه دهخدا

رسول. [ رَ ] ( ع اِ ) پیغام. || ( اِ مص ) پیغامبری. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). اسم است به معنی رسالت، و اصل آن مصدر و فعل آن مرده ( متروک ). ( از اقرب الموارد ). اسم به معنی رسالت است. ( از متن اللغة ): 
رسول خودسخنی باشد از خدای به خلق 
چنانکه گفت خداوند خلق در عیسی.ناصرخسرو. || پیغامبر. ج، اَرْسُل و رُسُل و رُسَلاء. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). پیغامبر. ( دهار ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). پیغمبر فرستاده شده.( ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 52 ) ( مهذب الاسماء ). ج،رُسْل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نبی. ( فرهنگ فارسی معین ). پیامبر. پیغامبر. پیمبر. پیغمبر. ( یادداشت مؤلف ). در عرف مسلمانان کسانی را گویند که خداوندبرای راهنمایی بشر و دین حق فرستاده، و در قرآن نوح و لوط و اسماعیل و موسی و عیسی و هود و شعیب و صالح و خاتم آنان حضرت محمد یاد شده است. ( از اعلام المنجد ). و قوله تعالی: انّا رسول رب العالمین.( قرآن 16/26 ). و نگفت رُسُل از اینروست که در وزنهای فَعول و فَعیل واحد و جمع و مذکر و مؤنث یکی است.( ناظم الاطباء ). پیغمبری که صاحب کتاب باشد به خلاف نبی که آن اعم است خواه صاحب کتاب باشد خواه نباشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). کسی که خداوند او را برای تبلیغ احکام خود بسوی مردم برانگیخته است. ( از تعریفات جرجانی ). کلبی و فراء گفته اند هر رسولی نبی است ولی عکس آن درست نیست ولی معتزله گفته اند میان آن دو فرقی نیست زیرا خداوند تعالی حضرت محمد را یک بار به لفظ نبی و بار دیگر به لفظ رسول خطاب فرموده است. ( از تعریفات جرجانی ). پیغامبر، و در امتیاز رسول بر نبی گفته اند که به نبی وحی آید نه برای ارسال بدیگران برخلاف رسول.

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - قاصد، پیک. ۲ - سفیر. ۳ - پیغامبر، نبی.

فرهنگ فارسی

فرستاده شده، ماموررسانیدن پیام، قاصد، پیک
( اسم ) ۱ - آنکه مامور ابلاغ پیغام از جانب کسی بدیگری است فرستاده قاصد پیک. ۲ - سفبر ایلچی. ۳ - پیغامبر نبی جمع رسل.
یا رسول بارهه ای میر عبد الرسول از سادات بارهه و از همراهان نواب سیف الله خان صوبه دارتته و از گویندگان قرن دوازدهم بود.

فرهنگ اسم ها

اسم: رسول (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rasul) (فارسی: رَسول) (انگلیسی: rasul)
معنی: پیغمبر، فرستاده، رسول الله پیامبر اسلام حضرت محمد ( ص )، پیغمبر [خدا]، ( در قدیم ) آن که از طرف کسی برای بردن پیغام فرستاده می شود، پیک، قاصد، ( اَعلام ) رسول الله پیامبر اسلام ( ص )، ( در اعلام ) رسول الله پیغمبر اسلام ( ص )

جملاتی از کلمه رسول

گاه جنگش با رسول و مطبخی گاه خشمش با شهنشاه سخی
نه به ز قهر تو یک قهرمان شرع رسول نه به ز پاس تو یک پاسبان دین اله
گر به فقرت نیست فخری چون رسول هست راهت کفر و دینت بی‌اصول
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم