یارب

فرهنگ معین

(رَ ) (اِ. ) [ ع. ] (ندا. ) پروردگارا، ای خدا.

فرهنگ عمید

۱. پروردگارا، ای خدا.
۲. هنگام دعا، ناله به درگاه خدا، یا تعجب گفته می شود: یارب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان / وآن سهی سرو خرامان به چمن بازرسان (حافظ: ۷۷۲ ).

فرهنگ فارسی

( ندا ) ای خدا. پروردگار.: یا رب. زباد فتنه نگهدار خلک پارس چندانکه خاک را بود و باد را بقا. ( سعدی. کلیات )

جمله سازی با یارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کدامین چشمه نوش است یارب تیغ ناز او؟ به زخمم بخیه، مور شهد ناب آلوده را ماند

💡 در دام نفس و در قفس تن اسیر چند یارب مدد که وارهم از دام و از قفس

💡 آغاز این شب نیک شد آوخ سحر نزدیک شد یارب که چون آغاز ما نیکو کنی انجام را

💡 یارب چه شد امروز که آن ماه نیامد جان رفت ز تن وان بت دلخواه نیامد

💡 بقدر جور چو گفتی وفا کنم اهلی من و جفای تو یارب که بیش از ین بادا

💡 حق گویم و نادان به زبانم دهد آزار یارب چه شد آن فتوی بر دار کشیدن؟

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز