یابان

لغت نامه دهخدا

یابان. ( اِ ) دشت و بیابان و صحرا. || موضع شهر. ( ناظم الاطباء ).
یابان. ( اِخ ) صاحب صبح الاعشی ذیل «انساب عجم » آرد که رومیان از نسل بنی کتیم بن یونان اند و او یابان بن یافث بن نوح است. ( صبح الاعشی ج 1 ص 367 ). و رجوع به یاوان و یونان شود.
یابان.( اِخ ) صورت عربی کلمه ژاپن است. رجوع به همین لغت نامه و ضمیمه معجم البلدان ( منجم العمران ) ص 346 شود.

فرهنگ فارسی

دشت و بیابان و صحرا موضع شهر

ویکی واژه

الیابان
کشور ژاپن به زبان عربی.

جمله سازی با یابان

💡 زندگی بر جای خود بالیدن است از خیابان خودی گل چیدن است

💡 چو ده روز راه بیابان نبشت عمارت پدید آمد و آب و کشت

💡 گر خفت زیر ریگ بیابان تنش چه باک آن را که مرغ روح به بام حرم نشست

💡 بیابان و ریگ روان دید و بس نه پرنده در وی نه جنبنده کس

💡 در آن تاختن دیده بی‌خواب کرد گذر بر بیابان سقلاب کرد

💡 در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی در بیابانی که کار خضر باشد رهزنی