کوچکتر
واژهٔ کوچکتر به عنوان صفت تفضیلیِ کوچک در زبان فارسی به کار میرود و دلالت بر درجهٔ کمتر و پایینتر از حیث اندازه، مقدار، سن یا اهمیت دارد. در متون ادبی و فرهنگهای لغت، این واژه با معادلهایی همچون خردتر، کهتر، صغیرتر و اصغر همراه شده و برای بیان مقایسه میان دو یا چند موجود، پدیده یا مفهوم به کار گرفته میشود. کاربرد آن در حوزههای گوناگون، از توصیف عینی اجسام تا بیان جایگاه انتزاعی، نشاندهندهٔ گستردگی معنایی این صفت است.
از دیدگاه کمی، کوچکتر میتواند به حجم یا وسعت کمتر یک شیء فیزیکی اشاره کند؛ به عنوان نمونه، در مقایسهٔ دو مکان یا دو شیء. همچنین در بیان مقدار و شمارش، به معنای اندکتر و اقل به کار میرود و گاه در محاسبات و اندازهگیریهای دقیق، بیانگر رقم یا میزان کمتر در سنجش با مقدار دیگر است. این مفهوم در علوم ریاضی و طبیعی نیز جایگاهی ویژه دارد و برای ترسیم رابطهٔ میان اجزا استفاده میشود.
در کاربردهای اجتماعی و سنتی، کوچکتر غالباً به کمسنتر دلالت دارد و برای اشاره به مرتبهٔ سنی پایینتر در نسبت با فردی دیگر به کار میرود. این واژه در بافتارهای خانوادگی و احترامآمیز، گاه همراه با بار عاطفی و بیانگر جایگاه فرودست در سلسلهمراتب سنتی است. بنابراین، کوچکتر تنها بیانگر اندازهٔ مادی نیست، بلکه میتواند حامل مفهومی فرهنگی و ارتباطی در روابط انسانی نیز باشد.
مترادفها
کوچکتر، ریزتر
متضادها
بزرگتر
لغت نامه دهخدا
کوچکتر. [ چ َ / چ ِ ت َ ]( ص تفضیلی ) خردتر و کهتر. ( ناظم الاطباء ). خردتر. صغیرتر. اصغر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوچک شود. || کم وسعتر و کم حجم تر. || اندکتر. اقل. || کم سن تر. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
۱. خردتر.
۲. اندک تر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - خردتر صغیرتر اصغر. ۲ - کم وسعت تر و کم حجم تر. ۳ - اندکتر اقل ۴ - کم سن تر
ویکی واژه
minore
جمله سازی با کوچکتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می خورد چون خون دل هر کس به قدر دستگاه باش کوچکتر ز جام دیگران گو جام ما
💡 نهد یک دم به نظم این غزل سمع همایون را که هست از مخزن پرگوهرش کوچکترین گوهر