لغت نامه دهخدا
کوتال. ( ترکی -مغولی، اِ ) اسب سواری. کوتل. کتل. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتل و کتل شود.
کوتال. ( ترکی -مغولی، اِ ) اسب سواری. کوتل. کتل. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتل و کتل شود.
(اِ. ) اسب سواری.
( اسم ) اسب سواری.
کوتال ( به لاتین: Kotal ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در قره داغ رایون از توابع شهر باکو واقع شده است.
💡 حتی منابع حکایتی داستانی توصیف میکنند که آب نارگیل در هند برای کشتن افراد مسن خیلی بیمار استفاده میشود، روشی که به عنوان تالایکوتال شناخته میشود. در این رسم سالمند را وادار به نوشیدن بیش از حد آب نارگیل میکنند که در نهایت منجر به تب و مرگ میشود که علت دقیق آن هنوز مشخص نشدهاست.