لغت نامه دهخدا
کندذهن. [ ک ُ ذِ ] ( ص مرکب ) کودن و کم هوش. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). دیریاب. دیرفهم. کودن. که درس دیر آموزد. بلید. کورذهن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مغفل. ( منتهی الارب ). و رجوع به کندذهنی شود.
کندذهن. [ ک ُ ذِ ] ( ص مرکب ) کودن و کم هوش. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). دیریاب. دیرفهم. کودن. که درس دیر آموزد. بلید. کورذهن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مغفل. ( منتهی الارب ). و رجوع به کندذهنی شود.
(کُ. ذِ ) (ص مر. ) کم هوش، کودن.
کم هوش، کودن.
کودن کم هوش.
کم هوش، کودن.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به ساقدوشها، ویدئوی سکس، اداره، کندذهنها و آنها باهم آمدند اشاره کرد.