چشمی

فرهنگستان زبان و ادب

{eyepiece, ocular} [فیزیک- اپتیک] عدسی یا سامانه ای اپتیکی در ریزبین که جلوی چشم ناظر قرار می گیرد
[علوم دارویی] ← درون چشمی
{peep-sight/ peep sight} [ورزش] ابزاری برای هدف گیری که بر روی بازوی زبرین کمان نصب می شود و دارای یک صفحۀ عمودی و تیغۀ افقی متحرک و قابل تنظیم است

دانشنامه آزاد فارسی

چشمی (eyepiece)
عدسی یا ترکیبی از چند عدسی در اسباب اُپتیکی ازجمله میکروسکوپ و تلسکوپ که در نزدیک ترین نقطه به چشم قرار می گیرد.

جمله سازی با چشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوخ چشمی می برد از پیش کار خویش را دامن گل را ز دست بلبلان شبنم گرفت

💡 برنیاورد از گداچشمی طمع را ملک چین کاسه دریوزه از چینی است فغفور مرا

💡 سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند باده از جامی نمی نوشم که مدهوشم کند

💡 چین ابرو, رنگ موج امن را درهم شکست تنگ‌چشمی خار و خس در دید‌هٔ گرداب داد

💡 افزایش سن، به دنبال جراحی کاتاراکت (آب مروارید) یا سایر جراحی‌های چشمی، ضربه به چشم، سندرم هورنر

💡 نیست چشمی که ز آهم نبود اشک آلود دود غمخانه ی ما نوحه گر خاموش است

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز