پشیم

لغت نامه دهخدا

پشیم. [ پ َ ] ( ص،اِ ) مخفف پشیمان باشد. ( برهان قاطع ). || پراکندگی. جدائی. ( برهان قاطع ). دوری ازهم. تفرقه.

فرهنگ معین

(پَ ) ۱ - (ص. ) پشیمان. ۲ - (اِ. ) پراکندگی، جدایی، دوری از هم، تفرقه.

ویکی واژه

پشیمان.
پراکندگی، جدایی، دوری از هم، تفرقه.

جمله سازی با پشیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزیکه کند دهقان انبار پر از حاصل او را نبود محصول جز آه و پشیمانی

💡 ره وجود، به جز سنگلاخ عبرت نیست فتادگان، خجل و رفتگان پشیمانند

💡 مباد روز خوش آن خط بی مروت را که چشم شوخ ترا از ستم پشیمان کرد

💡 حاصل کار جهان غیر پشیمانی نیست فکر شغل دگر و کار دگر باید کرد

💡 { دیگر گفت: اگر خواهی که از پشیمانی دراز ایمن گردی به هوای دل کار مکن.}

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز