وبگرد
مترادفها
گشتوگذار در وب، جستوجو در اینترنت
فرهنگستان زبان و ادب
{surfer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عامل یا شخصی که به وب گَردی بپردازد
ویکی واژه
عامل یا شخصی که به وبگَردی بپردازد.
جمله سازی با وبگرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیاد لطف تو ریزم سرشگ از دیده بسوی کشت خود این آب جوبگردانم
💡 اوبگرد شهر اندر سیر بود بر در یک خانهٔ بنشست زود
💡 بعد از چل و هفت سال عمر آخر روی از تو کدام سوبگردانم؟