نمید. [ ن َ ] ( ن مف )نم کشیده. ( ناظم الاطباء ). نمیده. چیزی نم دیده. ( از جهانگیری ) ( از رشیدی ). رجوع به نمیده شود. || ( اِمص ) حاصل مصدر از نمیدن است. ( ناظم الاطباء ).
نمید. [ ن ُ ] ( ص مرکب ) مخفف ناامید است. ( برهان قاطع ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از جهانگیری ). مأیوس. قانط. آیس. خائب. ناامیدوار. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نومید شود:
به دوری ز خویشانت آرد نوید
نمایَدْت طبع و نشاند نمید.اسدی.ای خردمند نکته ای بشنو
وز عطای خدا نمید مشو.سنائی.قهرش ادریس را نداده نوید
لطفش ابلیس را نکرده نمید.سنائی.|| بدکار و بیچاره. ( ناظم الاطباء ).
(نُ ) (ص. ) ناامید، مأیوس.
= ناامید: مهرش ادریس را بداده نوید / لطفش ابلیس را نکرده نمید (سنائی: ۶۰ ).
ناامید، مأیوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیمهر حیدرت بجنان ره نمیدهند بالله کلید باب جنان مهر حیدر است
💡 شد اوقاتم همه بیهوده صرف هیچ تا امروز نمیدانم چه خواهد شد ازین پس روزگار من
💡 نمیدانم که دردم را سبب چیست؟ همی دانم که: درمانم تویی بس
💡 ای گشته نهان از من پیدات همی جویم جای تو نمیدانم هرجات همی جویم
💡 یار ما را نیست با دلهای ویران رحمتی یا نمیداند که ما را دل خراب است آنچنان
💡 گر بود کاریت بیم کشتن است تو نمیدانی کایاز آن من است