لغت نامه دهخدا
نفت کش. [ ن َک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که نفت حمل کند. که بدان نفت را از جائی به جائی برند: کشتی نفت کش. تانکر نفت کش.
نفت کش. [ ن َک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که نفت حمل کند. که بدان نفت را از جائی به جائی برند: کشتی نفت کش. تانکر نفت کش.
خودرو سنگین یا کشتی حامل مخزن بزرگ نفت یا بنزین.
(صفت اسم ) اتومبیل یا کشتیی که نفت و بنزین را حمل کند.
{crude carrier} [حمل ونقل دریایی] کشتی مخصوص حمل نفت خام متـ. نفت بَر
petroliera
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول جنگ، هر دو کشور ایران و عراق، یکدیگر را به نقض حقوق اسرای جنگی و شکنجه آنان متهم کرده و در این زمینه شکایاتی را به سازمان ملل ارائه نمودند. همچنین جنگ نفتکشها در خلیج فارس خسارات جبرانناپذیری برجای گذاشت که سازمان ملل را نیز به واکنش وادار کرد.
💡 سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در دهانه تنگه هرمز قرار دارند و علاوه بر موقعیت استراتژیک، به دلیل این که کشتیهای نفتکش به علت کم عمق بودن خلیج فارس تنها باید از مسیر میان این جزیرهها عبور کنند، موقعیت ویژه ای دارند.