مشکل پسند

لغت نامه دهخدا

مشکل پسند. [ م ُ ک ِ پ َ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که چیزی را به دشواری پسند کند و خوش آیند وی نباشد. ( ناظم الاطباء ). دیرپسند. بدپسند. دژپسند. دشوارپسند. آنکه تا چیزی نهایت خوب نباشد نپسندد. خوش آرزو. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. پَ سَ ) [ ع - فا. ] (ص. ) کسی که به سختی انتخاب می کند و می پسندد.

فرهنگ عمید

کسی که چیزی را به دشواری پسند کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که بدشواری چیزی را پسند کند بد پسند: معلوم شد که وی مردی متکبر و نسبت بدیگران بی اعتنا و مشکل پسند است.

ویکی واژه

کسی که به سختی انتخاب می‌کند و می‌پسندد.

جمله سازی با مشکل پسند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشکل شده ست کار دل از عشق و خوش دلم شاید رسد به خاطر مشکل پسند تو

💡 ما را پسند کرده فروغی ز بهر جود تا شد پسند خاطر مشکل پسند ما

💡 پسند خاطر خوبی نگشتم گرچه جان دادم عجب گر با چنین مشکل پسندان می توان بودن

💡 طبع نازک دارد و مشکل پسند هر نثاری نیست او را در خورند

💡 ز گلزاری که چون باد صبا صد پرده در دارد من از مشکل پسندی غنچه نگشوده می خواهم

💡 چون ره کنیم در دل مشکل پسند تو؟ ما را که در حریم تو راه سلام نیست

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز