«قالبی» صفتی است که در متون فارسی و لغتنامهها برای توصیف چیزی به کار میرود که در قالب ساخته شده یا شکلگیری مشخصی دارد. در معنای ملموس و روزمره، این واژه برای مواد غذایی قالبی مانند کره، پنیر یا ماست قالبی به کار میرود و اشاره دارد به اینکه شکل آن ثابت، منظم و قالبدار است، برخلاف شکلهای آزاد یا کوزهای. در معنای انتزاعی یا ادبی، «قالبی» به مواردی اطلاق میشود که اصیل نبوده، تقلیدی یا مصنوعی هستند و صرفاً بازتکرار آثار دیگران بدون نوآوریاند. در هنرهای تجسمی و فرهنگستان زبان و ادب، این کلمه معادل cliché یا banal است و به اثر یا شکلی اشاره دارد که بیش از حد تکرار شده و تازگی ندارد.
قالبی
لغت نامه دهخدا
قالبی. [ ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) هرآنچه در قالب شده باشد. ( ناظم الاطباء ). ریختگی. ( ناظم الاطباء ): کره قالبی. پنیر قالبی. ماست قالبی؛ ماستی ستبر و زفت، مقابل کوزه ای. || قلاّبی. غیراصلی. بدلی:
کسی که فرق نداند میان قالب و جان
حدیث قالبی او چرا بجان شنوی.اوحدی.از دو حرف قالبی کز دیگران آموخته
دعوی گفتار بر طوطی مسلم کی شود.صائب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) قلابی قلبی بدلی.
فرهنگستان زبان و ادب
{cliché (fr. ) , banal (fr. )} [هنرهای تجسمی] ویژگی اثر یا شکلی که بیش ازحد تکرار شده است
جمله سازی با قالبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان زندگی نوجوانی است که در محیطی مذهبی به هنر علاقهمند است، اما خانواده اش، هنر را در قالبی جدای قالب مرسوم میبیند.
💡 راست گویم بی تو گیتی قالبی بی روح باشد زانکه گیتی چون تنستی و تو هستی جان گیتی
💡 دل همی گوید « برو من از کجا، تو از کجا! من دلم تو قالبی رو، رو، همی کن قالبی
💡 ای یونس، زمانی که خداوند ارواح مؤمنان را ستاند، آن ها را در قالبی چون قالب این دنیایشان چنان نهد که بخورند و بنوشند و اگر کسی بنزدشان آید، ایشان را با همان صورتی که به دنیا داشته اند بازشناسد.