لغت نامه دهخدا
فریب ساز. [ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) مکار. غدار. حیله باز. ( از ناظم الاطباء ). حیله گر. مکار. دغل باز. ( از آنندراج ).
فریب ساز. [ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) مکار. غدار. حیله باز. ( از ناظم الاطباء ). حیله گر. مکار. دغل باز. ( از آنندراج ).
( ~. ) (ص فا. ) فریب دهنده، حیله گر.
فریب دهنده، حیله گر، مکار.
۱ - فریب دهنده ۲ - حیله گر مکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با من به زبان فریب سازی با او به مراد عشق بازی
💡 نفس خواهد از ره مکر و فریب سازدش از این سعادت بی نصیب
💡 مندیش از آنکه خیره سری از مخالفانت مکر و فریب سازد و سر درسر آورد