ویکی واژه
مربوط به آماتور؛ عکاس آماتوری، ورزش آماتوری.
مثلِ آماتورها. آماتوری کار میکنم.
مربوط به آماتور؛ عکاس آماتوری، ورزش آماتوری.
مثلِ آماتورها. آماتوری کار میکنم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از کارآموزی در رشتهٔ ماشینکاری در دوبلین و گذراندن دوران آماتور موفقیتآمیز در ایرلند که با پیروزی در مسابقات جوانان ایرلند در سال ۱۹۷۷ همراه بود، به تیم آماتوری در پاریس پیوست تا برای المپیک ۱۹۸۰ مسکو آماده شود. اندکی پس از ورود به پاریس، برندهٔ نسخهٔ آماتور پاریس–روبه شد. مدیر ورزشی روچ به او گفتهبود اگر برنده نمیشد باید به ایرلند بازمیگشت.
💡 احمد دالکی، (متولد: ۱۳۱۵ دشتستان) دارای چند مدرک مهندسی از جمله نقشهبرداری هوایی است. وی از شاخصترین چهرههای ستارهشناسی غیرحرفهای سه دهه اخیر در ایران است و پدر نجوم آماتوری ایران لقب دارد.
💡 وی در سال ۱۱ اوت ۱۹۲۵ در مینیاپولیس، مینهسوتا زاده شد. اصلیت وی نروژی بود. مادرش در تئاتر کار میکرد بنابراین از دوران کودکی دروس اولیه نمایش و رقص را در تئاتر آماتوری زادگاه خود فرا گرفت. در دورههای مختلف تحصیلی نیز در نمایشهای مدرسهای شرکت میکرد.
💡 آندرانیک هاکوبیان (ارمنی: Անդրանիկ Հակոբյան؛ زادهٔ ۶ اکتبر ۱۹۸۱) بوکسور آماتور اهل ارمنستان است. او برندهٔ طلا و نقرهٔ مسابقات جهانی است و دو نوبت در مسابقهٔ المپیک حضور داشتهاست. هاکوبیان در دستهٔ میانوزن مسابقات قهرمانی بوکس آماتوری اروپا در سال ۲۰۰۹ در میلان به مدال نقره و در جام جهانی بوکس در سال ۲۰۰۸ در مسکو به مدال طلا دست یافت.
💡 بری به مطالعه گیاهان آمریکای شمالی و جنوبی پرداخت و مطالعات طبقهبندی را با بازسازیهای نظری دیرینهشناسی و گیاهشناسی منتشر کرد. وی فعالیت علمی خود را به عنوان دانشمند آماتوری آغاز کرد. در دانشگاه جان هاپکینز سمتهای مختلفی از جمله استاد، دانشمند محقق، ویراستار علمی و مدیر را داشته است.
💡 پیش از پایان سال ۱۹۱۰ مقررات به رشته تحریر درآمد و دومین مجمع با شرکت ۹ کشور در استکهلم برگزار شد. در این مجمع مقررات پیشنهادی مورد بحث قرار گرفت و پس از تغییرات نخستین مقررات مسابقات بینالمللی به تصویب رسید. از آن پس تا ۱۹۱۴ هر ساله یک مجمع تشکیل شد. مسائل مطروحه در این مجامع عمدتاً حول آماتوریسم، مقررات مسابقات بینالمللی و وارد کردن ورزشهای زمستانی در بازیهای المپیک بود.