لغت نامه دهخدا
بدترکیب. [ ب َ ت َ ] ( ص مرکب ) بدریخت. بدقواره. بدهیأت. ( یادداشت مؤلف ).
بدترکیب. [ ب َ ت َ ] ( ص مرکب ) بدریخت. بدقواره. بدهیأت. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. تَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) زشت، ناپسند.
بد ریخت بد قواره.
زشت، ناپسند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آور لیدی پیس تا به امروز ۷ آلبوم استودیویی، ۱ آلبوم اجرای زنده و ۲ آلبوم گردآوریشدهٔ آثار منتشر کردهاند. از آلبوم بدترکیب آنها که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد بهعنوان شناسهٔ موسیقی اواِلپی و شناختهشدهترین کارشان یاد میشود. آنها همچنین تکآهنگهای پرفروش بسیاری داشتهاند. آلبومهای ابتداییآور لیدی پیس اغلب بهخاطر صدا و سبک خاصشان مورد تحسین قرار گرفتهاند و از صدای میدا با عناوین «بسیار منعطف» و «واقعاً بینظیر» یاد شدهاست.
💡 مفهوم راز این است که به دلایل شخصی قابل بازگویی نیست؛ بنابراین اگر کسی نتواند چیزی را بازگو کند نشان دهنده آن است که میداند هرچیزی را نباید گفت. اگر پیر درکتاب مکاتبات غیرممکن به کیت بگوید که تو (خیلی بدترکیبی) نتیجه این حرف برهم زدن دوستی آنها میشود. خاطرهنویسی اجازه میدهد آنچه را که نمیتوان گفت بگوییم و از این اعتراف درونی که نمیتواند دربیرون اتفاق بیفتد بهره ببریم. این کار یک مهارت است که به ما آموزش میدهد درون خود را از تنشها بزداییم.