لغت نامه دهخدا
اخراجات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اخراج. || وجه معاش. وجه گذران: گفت [ عابد ] همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات و همه روز در بند اخراجات. ( گلستان ). || آنچه از شهر و یا مملکتی از مال التجاره و جز آن بیرون برند. صادرات.
اخراجات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اخراج. || وجه معاش. وجه گذران: گفت [ عابد ] همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات و همه روز در بند اخراجات. ( گلستان ). || آنچه از شهر و یا مملکتی از مال التجاره و جز آن بیرون برند. صادرات.
( اِ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اخراج. ۱ - مخارج. ۲ - مالیات.
جمع: اخراج. ۱ - اخراجها. ۲ - وجه معاش وجه گذران خرجی هزینه. ۳ - آنچه از شهر یا کشوری از کای بازرگانی و جز آن بیرون برند صادرات. ۴ - مالیات غیر مستمر بیش از میزان عادی یا اخراجات دیوانی. مالیاتی که برای مصارف دیوانی وصول میشود.
جِ اخرا
مخار
مالیات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بی بلارِ وزیر که بقیت کفات عالم و دهات بنیآدم است، وهم ِ او از راز زمانه غدّار بیاگاهانَد و فراستِ او بر اسرار سپهرِ دوار اطلاع دهد، نظام ممالک و رونق اعمال و حصول اموال و اقامت اخراجات و آبادانی خزاین چگونه دست دهد؟
💡 یکی از پادشاهان عابدی را پرسید -که عیالان داشت-: اوقات عزیز چگونه میگذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات و همه روز در بند اخراجات.