اخراجات

مترادف‌ها

هزینه‌ها، مخارج، خرج‌ها

متضادها

درآمد، سود

لغت نامه دهخدا

اخراجات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اخراج. || وجه معاش. وجه گذران: گفت [ عابد ] همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات و همه روز در بند اخراجات. ( گلستان ). || آنچه از شهر و یا مملکتی از مال التجاره و جز آن بیرون برند. صادرات.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اخراج. ۱ - مخارج. ۲ - مالیات.

فرهنگ فارسی

جمع: اخراج. ۱ - اخراجها. ۲ - وجه معاش وجه گذران خرجی هزینه. ۳ - آنچه از شهر یا کشوری از کای بازرگانی و جز آن بیرون برند صادرات. ۴ - مالیات غیر مستمر بیش از میزان عادی یا اخراجات دیوانی. مالیاتی که برای مصارف دیوانی وصول میشود.

ویکی واژه

جِ اخرا
مخار
مالیات.

جمله سازی با اخراجات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و بی بلارِ وزیر که بقیت کفات عالم و دهات بنی‌آدم است، وهم ِ او از راز زمانه غدّار بیاگاهانَد و فراستِ او بر اسرار سپهرِ دوار اطلاع دهد، نظام ممالک و رونق اعمال و حصول اموال و اقامت اخراجات و آبادانی خزاین چگونه دست دهد؟

💡 یکی از پادشاهان عابدی را پرسید -که عیالان داشت-: اوقات عزیز چگونه می‌گذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات و همه روز در بند اخراجات.

💡 برای مدیریت صحیح بودجه سالانه، لازم است که تمامی اخراجات جاری و هزینه‌های جانبی شرکت به دقت ثبت و در جدول‌های مشخص درج شوند.

💡 خانواده‌های با درآمد محدود باید همیشه مراقب باشند که میزان اخراجات ماهانه خود از میزان درآمد دریافتی‌شان فراتر نرود تا دچار بحران نشوند.

💡 حسابدار شرکت اعلام کرد که به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، اخراجات عملیاتی در ماه اخیر افزایش چشمگیری داشته و نیاز به بازنگری دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران