اخسر

لغت نامه دهخدا

اخسر. [ اَ س َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خاسر. خاسرتر. بزیان تر. زیانکارتر: لاجرَم اَنّهم فی الآخرة هُم الاخسرون. ( قرآن 22/11 ).
- امثال:
اخسر صفقة من شیخ مَهو.
اخسر من حمّالةالحطب.
اخسر من مغبون.

فرهنگ فارسی

خاسرتر، زیانکارتر
زیانکار تر خاسر تر

ویکی واژه

از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است. به عقیده بعضی از دانشمندان زبان‌شناس، مفهوم فرن، ارد، اخسر، خسرت به معنی صلح، کامیابی، سوگند، نیروی سحرآمیز، دلیری، و پیروزی است.

جمله سازی با اخسر

💡 مجوسی از بزرگ‌ترین پزشکان دولت آل بویه بود و پزشک مخصوص عضدالدوله دیلمی فنا خسرو گردید. فناخسرو به پزشکی علاقه‌مند بود و بیمارستانی در شیراز و سپس بیمارستان العضدی در بغداد را تأسیس نمود که مجوسی در آن مشغول به کار گردید.

💡 قوله: أَوْفُوا الْکَیْلَ، ای أتمّوه وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ حقوق النّاس، تقول خسر حقّه و اخسره.

💡 بزرگترین اثر وی کتاب مَلِکی است که تقدیم به فناخسرو نمود. این کتاب منظمتر و خلاصه تر از کتاب الحاوی رازی و کاربردی تر از کتاب قانون ابن سینا می‌باشد که بعد از آن منتشر گردید. این کتاب در ۲۰ فصل نگاشته شده‌است،که ۱۰ فصل اول آن مقدمات نظری و ۱۰ فصل دیگر بر جنبه‌های عملی پزشکی تأکید دارند.

💡 علی بن عباس کتاب خود را به نام عضدالدوله فناخسرو که از سال ۳۳۸ تا ۳۷۲ قمری پادشاهی کرد تألیف نمود.

💡 بپنا خسرو برداشتند این خبر که مردی بآمل (زمینی) خرید ویران و برنجستان کرد اکنون ازان زمین برنج می‌خیزد که هیچ جای چنان نباشد و هر سال هزار دینار ازان بر می‌خیزد، پناخسرو آن زمین را بخرید بچندانک بها کرد، و بفرمود تا آن زمین را بکندند، چهل خم دینار خسروانی بیافت اندران زمین، و گفت قوت این گنج بود که این برنجستان برین گونه می‌دارد.