انتقاد کردن

لغت نامه دهخدا

انتقاد کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عیب گرفتن. || نقد کردن.

فرهنگ فارسی

عیب گرفتن. یا نقد کردن

ویکی واژه

criticare

جمله سازی با انتقاد کردن

💡 استودیو ۲۰۵۴ در مجموعه چاپخانه لندن در مجموعه‌های سفارشی فیلمبرداری شد. این کنسرت به‌طور کلی نظرات مثبتی دریافت کرد، بسیاری از آنها حضور صحنه‌ای لیپا و اجرای آن را ستودند. برخی از بسیاری از مجریان مهمان، به ویژه جان، انتقاد کردند. با حضور ۵ میلیون نفر در این نمایش، رکورد تماشای یک پخش زنده پولی شکسته شد.

💡 این توپ پس از آنکه توسط دروازه‌بانانی مانند ایکر کاسیاس و جانلوئیجی بوفون فاجعه خوانده شد و از آن انتقاد کردند توسط ناسا مورد آزمایش قرار گرفت و شرایط آیرودینامیکی آن تایید شد. ولی پس از ۱۶ روز از شروع مسابقات پس از آنکه بسیاری از بازیکنان از سبکی این توپ انتقاد کردند فیفا اعتراف کرد که این توپ دارای مشکلاتی است.

💡 در روز یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ اعتصاب کارگران هفت‌تپه وارد چهاردهمین روز خود شد. در این روز خانواده کارگران هم همراه آن‌ها در اعتراضشان حضور پیدا کردند. کارگران همچون روزهای گذشته با شعارهایشان از حمایت دولت از مالکان شرکت -که به دلیل اختلاس متواری یا دستگیر شدند- انتقاد کردند. کارگران شعار دادند: «دولت، مختلس/ پیوندتان مبارک».