اعتماد کردن یک فعل مرکب در زبان فارسی است که به معنای اطمینان داشتن و وثوق پیدا کردن به کسی یا چیزی به کار میرود. این واژه در فرهنگهای معتبر لغت، معادل مفاهیمی همچون «اطمینان کردن»، «توکل» و «تکیه کردن» (دهار) و نیز «تعویل» (دهار) و «ارتکاء» (تاج المصادر بیهقی) ذکر شده است. مفهوم اصلی این فعل، نشاندهندهٔ نوعی اتکای قلبی و عقلی به شخص یا موضوعی خاص است که در تصمیمگیریها و قضاوتهای فرد نقش اساسی دارد.
در متون کهن فارسی، به ویژه در تاریخ بیهقی، نمونههای متعددی از کاربرد این فعل دیده میشود که بر اهمیت آن در روابط انسانی و سیاسی دلالت دارد. به عنوان مثال، در جایی آمده است: «...پیغامهای من بدهد که مردی هشیار است، بباید شنید و بر آن اعتماد کرد.» (تاریخ بیهقی، ص ۳۲۷) که بر لزوم تکیه بر گفتار افراد آگاه تأکید دارد. همچنین در عبارت دیگری از همین منبع میخوانیم: «هرچه من پس از این نویسم به مراد و املاء ایشان باشد، بر آن هیچ اعتماد نباید کرد.» (همان، ص ۳۲۸) که هشداری است دربارهٔ عدم اتکا به نوشتههای غیرواقعی و مغرضانه.
به طور کلی، «اعتماد کردن» در زبان فارسی بیانگر رابطهای مبتنی بر صداقت و صلابت است که فرد با اطمینان خاطر، امور خود را به دیگری واگذار میکند یا بر دانش و گفتهٔ کسی تکیه مینماید. این واژه در کنار مفاهیمی مانند «ثقه» و «وثوق» (یادداشت مؤلف) قرار میگیرد و در متون ادبی و تاریخی، نشاندهندهٔ عمق روابط انسانی و میزان پایبندی افراد به پیمانها و گفتار خود بوده است.