اجی

لغت نامه دهخدا

( آجی ) آجی. ( اِخ ) یا آجی چای. نام امروزی آن تلخه رود. ( فرهنگستان ). رودیست از کوههای سبلان سرچشمه گرفته، با شعب عدیده که از قوشه داغ و بزغوش و سهند جاری شود از شمال تبریز گذرد و نزدیک قصبه گوگان بدریاچه ریزد، و از آب راهه های مهم آن یکی گومان رود است که در قصبه گومان به آن ملحق شود و شعبه ای از آجی چای از تبریز گذرد.
اجی. [ اَ ] ( ترکی، اِ ) صاحب فرهنگ شعوری گوید بمعنی وزیر و آقا و در ترکی از نظر ادب بمعنی آقای من و پادشاه من استعمال شود.

دانشنامه عمومی

آجی (ماهی). آجی ( انگلیسی: Caranginae ) یکی از ماهی های عناصر سوشی است. زیرخانواده ماهیان پرتوبالگان از خانواده ( زیست شناسی ) گیش ماهیان است که از بیست سرده و ۱۰۳ گونه تشکیل شده است.

جمله سازی با اجی

💡 گر به‌نزد پادشاهان عز تاج از گوهر است عز این‌گوهر به تاج است ا‌ینت‌ تاجی بی‌همال

💡 از محصولات عمده این استان برنج و حبوبات است و چند صنعت نساجی و شیرینی پزی و تولید محصولات دارویی در این ایالت نیز رواج دارد.

💡 این عوامل به این معنا بود که کوروش می‌توانست تعداد بسیاری از این سربازان یونانی را برای هدفش که غصب تاج‌وتخت شاهنشاهی بود اجیر کند.

💡 به نسبت شاه ساداتی و دستار است تاج تو به حرمت هیچ تاجی جنس آن دستار کی باشد

💡 اجیاد (نزدیکی مکه) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مکه واقع شده‌است.

💡 آبشاران جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ شهر توس ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۶۰۱۰ است.