فرهنگ معین
(بِ ص ِ ) [ فا - ع. ] (ق. ) نقداً، نقد، دستادست.
(بِ ص ِ ) [ فا - ع. ] (ق. ) نقداً، نقد، دستادست.
نقداً، نقد، دستادست.
💡 بدادش همانگه رشید خلیفه بواصل دو سه بدره از زر کانی
💡 حق چو ما را بواصلان ننمود چون نماید بدین گروه حسود
💡 بواصلان جدا از تواصل و موصل بسالکان برون از مدائن و امصار