خبردهنده

لغت نامه دهخدا

خبردهنده.[ خ َ ب َ دَ / دِ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه خبر دهد. آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهند:
خبر دهنده خبرداد رای را که ملک
سوی تو آمده راه گریختن بردار.فرخی.تا طلوع صباح شیب کی خبر دهنده وداع حیات است. ( سندبادنامه ص 31 ). || آنکه خبر مرگ دهد. ناعی.

فرهنگ فارسی

آنکه خبر دهد آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهاند.

ویکی واژه

خبر+دهنده
مخبر. آنکه خبر دهد. آنکه کس دیگر را از خبری بیاگاهند.
آنکه خبر مرگ دهد. ناعی.

جمله سازی با خبردهنده

💡 چون بی خبر بود مگس از پر جبرئیل از تو خبردهنده چنان از تو بی خبر»

💡 تعدادی از ترجمه‌های این آیه از عربی به زبان‌های دیگر وجود دارد، و تا حدودی با هم متفاوتند. از نظر برخی «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ» خبردهندهٔ آن زمان است نه امر الهی و غیرقابل تغییر، به طوری که قرطبی در «تفسیر الجامع القران» به مبتدا و خبر بودن عبارت اذعان می‌کند. عبدالله جوادی آملی در شرح معنای این آیه می‌نویسد: «یعنی؛ ای مردها شما قوام منزل باشید، سرپرست منزل باشید و اداره زندگی را در منزل به عهده بگیرید زیرا که، آسایش و آرامش زندگی مرد در خانه است.»

نظافت چی یعنی چه؟
نظافت چی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز