تنادی

لغت نامه دهخدا

تنادی. [ ت َ ] ( ع مص ) فراهم آمدن مردم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || یکدیگر را آواز دادن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از آنندراج ). همدیگر را خواندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بهم در انجمن نشستن. ( زوزنی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تنادی. [ ت َ ] ( ع اِ ) یوم التنادی؛ روز قیامت.و قری التناد بتشدید الدال. ( از اقرب الموارد ) ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به تناد شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) یکدیگر را ندا کردن، هم را خواندن.

ویکی واژه

یکدیگر را ندا کردن، هم را خواندن.

جمله سازی با تنادی

💡 طبق گزارش استنادی مجلات، ضریب تأثیر این مجله در سال ۲۰۱۲ میزان ۳٫۴۸۶ بوده و در بین ۲۹ مجله بیهوشی رتبه چهارم را داراست.

💡 یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ زلزلة السّاعة ترجف الارض فتلفظ من فیها ثم تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ فتدعی کلّ امّة الی کتابها و تنادی کلّ نفس باسمها فتساق الی حسابها. و قیل: «الرَّاجِفَةُ» النّفخة الاولی الّتی تموت لها الخلائق.

💡 طبق گزارش استنادی مجلات، ضریب تأثیر این ژورنال در سال ۲۰۱۹ برابر ۱.۹۸۹ است.

💡 اسناد، منابع منحصربه‌فردی با ویژگی‌های استنادی و اطلاعاتی هستند. رعاین این دو اصل سبب خواهد شد تا پژوهشگرانی که به اسناد مراجعه می‌کنند، با همان نظم اولیه اسناد را بازیابی نمایند و مورد استفاده قرا دهند و به همان ترکیب اصلی، نسبت به بررسی و تفسیر اطلاعات سند اقدام کنند.

💡 مرید توام زان که جان را مرادی الیک استنادی علیک اعتمادی

💡 چه بیچاره مردی چه سرگشته خلقی که بر باطلی باشدت استنادی