فرهنگ معین
(اِ دَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - محکم کردن، سفت کردن. ۲ - نیرو دادن.
(اِ دَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - محکم کردن، سفت کردن. ۲ - نیرو دادن.
۱. برافراشتن چیزی.
۲. بلند کردن بنا.
۳. بلند گردانیدن قدر و منزلت کسی.
۴. آشکار کردن چیزی.
۵. نسبت دادن سخنی به کسی.
محکم کردن، سفت کردن.
نیرو دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرای شرع را از تو عمارت بنای فضل را از تو اشادت