ارتجاج
مترادفها
فوران، طغیان، آشوب، برآشفتگی، لرزش
متضادها
سکون
لغت نامه دهخدا
ارتجاج. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) لرز. لرزه. لرزیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). زلزال. زلزله. رجف. رجفه. جنبیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). تزعزع. اضطراب. اهتزاز:
گفت ای غر تو هنوزی در لجاج
می نبینی این تغیر و ارتجاج.
مولوی ( داستان رنجور شدن استاد معلّم به وهم ).
|| موج زدن دریا. و منه الحدیث: من رکب البحرین یرتج فلاذمة له؛ ای اذا اضطربت امواجه. || بند کردن در. || بند گردیدن. ( منتهی الارب ). || آشفتن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) جنبیدن، لرزیدن. ۲ - موج زدن دریا. ۳ - (اِمص. ) لرز، لرزه. ۴ - تشویش، اضطراب.
فرهنگ عمید
لرزیدن، جنبیدن، تپیدن.
فرهنگ فارسی
لرزیدن، جنبیدن، تپیدن، موج زدن دریا
۱ - ( مصدر ) لرزیدن. ۲ - موج زدن دریا. ۳ - ( اسم ) لرز لرزه. ۴ - اضطراب.
ویکی واژه
جنبیدن، لرزیدن.
موج زدن دریا.
لرز، لرزه.
تشویش، اضطراب.
جمله سازی با ارتجاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زیبد ز امر بنده حکمت که تا ابد گیرد سما سکون و زمین یابد ارتجاج
💡 گفتش ای غر تو هنوزی در لجاج مینبینی این تغیر و ارتجاج
💡 در مباحث علمی و فیزیکی، پدیده ارتجاج به لرزشهای ناگهانی و شدیدی گفته میشود که میتواند بر پایداری سازههای مهندسی در محیطهای حساس تأثیر بگذارد.
💡 برخی متون قدیمی مذهبی، از واژه ارتجاج برای توصیف لرزشهای زمین در زمان وقوع حوادث بزرگ و تغییرات بنیادین در جهان استفاده کردهاند.
💡 دانشمندان با بررسی دقیق میزان ارتجاج در لایههای زمین، سعی در پیشبینی وقوع زلزلههای احتمالی در مناطق پرخطر با استفاده از دادههای جدید دارند.