maddish

🌐 مادیش

کمی دیوانه‌وار؛ تا حدی عجیب‌وغریب یا بی‌پروا.

صفت (adjective)

📌 تا حدودی دیوانه.

جمله سازی با maddish

💡 Certainly he is a strange, maddish youth, though he is fond of me and spends money on me when he has any.

مسلماً او جوانی عجیب و دیوانه است، هرچند به من علاقه دارد و هر وقت پولی داشته باشد، برایم خرج می‌کند.

💡 Excuse this maddish letter: I am too tired to write in formal— Dear Wordsw'th.

ببخشید که این نامه‌ی احمقانه را می‌نویسم: خیلی خسته‌ام که رسمی بنویسم— وردزوث عزیز.

💡 Excuse this maddish letter; I am too tired to write in formâ.

ببخشید که این نامه‌ی احمقانه را نوشتم؛ خیلی خسته‌ام و نمی‌توانم با نظم و ترتیب بنویسم.