فرهنگستان زبان و ادب - صفحه 171
- بدر پاییزی
- بدنه ساز
- بذرپاشی
- برانگیخته پار
- برج تقطیر
- برخان
- برخوانده
- برخورد جنسی
- برداری سازی
- برداشت مغناطیسی
- بررسی هوایی
- برساخت گرایی
- برسن
- برش راه
- برش رسیده
- برش کاری
- برش گیری
- برف خشک
- برف ریزه
- برف سر
- برفابه
- برق کار
- برق کاف
- برقوزنی
- برنامۀ کاربردی
- برهم کنش قوی
- برون دوستی
- برون راند
- برون سپهر
- برون فکنی
- برون نهاد
- برون پوست
- برون پیچ
- برون کشی
- بریان کن
- بزرگ رایانه
- بزرگ کبدی
- بزرگراه اطلاعاتی
- بزل مفصل
- بس بارش
- بس پراکنده
- بسازبینی
- بسامد ابربالا
- بسامد بس پایین
- بساک بر
- بستراب جنوبگان
- بسته بندی مواد غذایی
- بلنداسکله
- بلندای تاج
- بلور برف
- بلوری شده
- بمب افکن دوربرد
- بمب ناپالم
- بمب نوترونی
- بمباران کمانی
- بن مایه
- بنداره
- بنگالو
- به رسمیت شناختن حکومت
- به رسمیت شناختن قانونی