دیکشنری کاربران - صفحه 95
- به سن قانونی رسیدن
- یک پارک جنگلی گرگان
- مایه تفریح و سرگرمی
- لقب پادشاه حبشه بود
- گورستان معروف پاریس
- فرزند زکریای پیامبر
- بازی خانمان برانداز
- میر مصطفی خان تالشی
- لیودویگ قاریبجانیان
- کنایه از بیکار بودن
- غلامعلی محمدی کوشکی
- شهر مسجد امیر چخماق
- زبان رسمی افغانستان
- ذخیره وجوه استهلاکی
- پایتخت کشور انگولا
- اسدالله نصر اصفهانی
- علامت تجاری روی کالا
- شهری در شمال ایتالیا
- شماره به ظاهر بدشگون
- امدادگر و یاریکننده
- استخوان جلو سینه مرغ
- من نمیتونم نگاه نکنم
- گیاهی که از آن بوریا
- قصد بی احترامی ندارم
- از بنادر مهم شرق چین
- دندان تیز حیوانات
- دست به دندان بردن
- دست اندر کار بودن
- دارم سشوار میکنم
- حلقه در گوش نهادن
- چشم کسی آب نخوردن
- چشم را درویش کردن
- دست از کمر بر نداشتن
- به یاد ایام گذشته
- به گرد چیزی رسیدن
- در زمستان می سوزانند
- امیرحسین بیرانوند
- آفتاب تیغ می کشید
- اثری از ژرژ سیمون
- شرح و تفسیر رویداد
- تفسیری از شیخ طوسی
- برگه های انتخاباتی
- از نامهای شاهنامه
- معادل فارسی اشتیاق
- کنایه از جهان خاکی
- فدراسیون ژیمناستیک
- شهر آذربایجان غربی
- شارل فرانسوا لوبرن
- سعاد خیری اورگوپلو
- تف تو معامله اش نیست
- در آستانه مرگ بودن
- ترکمون زدن یا کردن
- به خودت بستگی داره
- بلافاصله پس از این
- از کار دست برداشتن
- ارلینگتون ماساچوست
- سر گوسفند را می برد
- از کوههای افغانستان
- از آن سو گلاویز است
- هانس یورگن ویشنوسکی