وغطت
🌐 و آن را پوشاند
جمله سازی با وغطت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 القرود إزالة تلال بأكملها، وضعتهم في البحر وغطت لهم الحجر والشجر، مما جعل سد ضخم.
میمونها تپههای کامل را برداشتند، آنها را در دریا قرار دادند و روی آنها را با سنگ و درخت پوشاندند و سد عظیمی ساختند.
💡 تربعت املرأة عىل األرض وغطت عىل ثدييها بذراعها األيرس وحكت جسدها كله من القدمني إىل عنقها مارة ببطنها.
زن چهارزانو روی زمین نشست، سینههایش را با دست چپش پوشاند و تمام بدنش را از پاها تا گردن مالید و از روی شکمش گذشت.
💡 مع اقتراب المساء، وغطت الظلال الشارع الضيق بسرعة.
با نزدیک شدن به غروب، سایهها به سرعت خیابان باریک را پوشاندند.
💡 «ألنك حكيم وكالمك كله درر» ضحكا سويًا وغطت العاصفة الرمليةعىل قهقهتام.
«تو خردمندی و تمام سخنانت مروارید است.» هر دو خندیدند و طوفان شن خندهشان را پوشاند.
💡 وغطت روني وشها بكفوفها وقالت وهي بتعيط :كنت اتوقع أنى لو هنت على اى حد في الدنيا مش ممكن اهون عليك.
رونی صورتش را با دستانش پوشاند و در حالی که گریه میکرد گفت: انتظار داشتم اگر برای کسی در دنیا بیاهمیت هستم، برای تو بیاهمیت نباشم.
💡 وغطت نفسها ونامت مستنية وليد زى كل يوم عشان يرجع ياخدها في حضنه.
او خود را پوشاند و به خواب رفت و مانند هر روز منتظر ولید ماند تا برگردد و او را در آغوش بگیرد.