ادا

🌐 آدا

«أدا» یا «أداء» در عربی به معنای «ادا کردن، انجام دادن، اجرا، عملکرد» است، هرچند شکل درست و رایجِ اسم مصدر بیشتر «أداء» است. اگر «ادا» را به‌عنوان واژه‌ای نزدیک به «أداء» بگیریم، می‌تواند به معنای «عملکرد» یا «نحوه انجام» باشد. در فارسی نیز «ادا» گاهی به‌صورت وام‌واژه یا در ترکیباتی مثل «ادا کردن» به معنای انجام دادن دیده می‌شود، هرچند این کاربرد در فارسی بیشتر با واژه وام‌گرفته از عربیِ «أداء» مرتبط است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آدا

📌 ادا

📌 آیدا

📌 آده

جمله سازی با ادا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احتفظ الحرفي بـ ادا الال الخاصة به في صندوقٍ صغير قرب الطاولة.

صنعتگر ابزارش را در جعبه کوچکی نزدیک میز نگه می‌داشت.

💡 لم يكن ادا ع متأكدًا من الطريق، لذلك سأل المارة عن الاتجاه الصحيح.

آدا از مسیر مطمئن نبود، بنابراین از رهگذران آدرس را پرسید.

💡 أصبحت هذه ادا ضرورية في كل بيت بسبب سهولة استخدامها.

این وسیله به دلیل سهولت استفاده، به ابزاری ضروری در هر خانه‌ای تبدیل شده است.

💡 حاول الموظف ادا ع أن يصلح الخطأ قبل إرسال التقرير النهائي.

کارمند قبل از ارسال گزارش نهایی سعی کرد خطا را اصلاح کند.

💡 كتب المدرس في الملاحظات أن ادا ع يحتاج إلى مزيدٍ من التدريب.

معلم در یادداشت‌ها نوشت که دانش‌آموز به آموزش بیشتری نیاز دارد.

💡 طلب المهندس ادا الال المناسبة لفتح الجهاز دون إتلاف أجزائه الداخلية.

مهندس درخواست ابزار مناسب برای باز کردن دستگاه بدون آسیب رساندن به قطعات داخلی آن را کرد.

💡 لا يمكن إنهاء العمل بدقة من دون ادا الال صحيحة وملائمة.

بدون ابزار و وسایل مناسب، انجام کار به طور دقیق و کامل میسر نیست.

💡 تعلّم المتدرّب كيف يختار ادا المناسبة لكل مهمةٍ عملية.

کارآموز یاد می‌گیرد که چگونه ابزار مناسب را برای هر کار عملی انتخاب کند.

💡 ‬ال وقت ه ذا االبتك ار الهالمي‬ ‫السحري يجب أن نجد له مض ادا‪

حالا که این نوآوری جادویی و ژلاتینی پدیدار شده، باید راهکاری برای مقابله با آن پیدا کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران