ٱلبحر

🌐 دریا

«بحر» یعنی «دریا»، «آبِ بسیار گسترده و عمیق» و نیز هر پهنه‌ی بزرگ آبی. این کلمه در عربی و فارسی علاوه بر معنای اصلی، به‌صورت مجازی برای «فراوانی، عمق، و گستردگی» هم به‌کار می‌رود؛ مثلاً در دانش و ادب می‌گویند «بحرِ علم» یعنی دانش بسیار.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دریا

📌 اقیانوس

📌 کنار دریا

📌 دریایی

جمله سازی با ٱلبحر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشتُ مع عائلتي في بيتٍ صغير قرب البحر وكانت الذكريات جميلة جدًا.

من با خانواده‌ام در خانه‌ای کوچک نزدیک دریا زندگی می‌کردم و خاطرات آن بسیار زیبا هستند.

💡 زرتُ القصر القديم الذي كان يطلّ على البحر ويجذب السيّاح.

من از کاخ قدیمی که مشرف به دریا بود و گردشگران را به خود جذب می‌کرد، بازدید کردم.

💡 تقمرا السماءُ فوق البحر مع اقتراب القمر من الأفق مساءً.

آسمان بالای دریا مهتابی شد، همچنان که ماه در شامگاه به افق نزدیک می‌شد.

💡 رجلت المجموعة نحو البحر عند الفجر للاستمتاع بالمنظر.

گروه هنگام سپیده دم به سمت دریا حرکت کرد تا از منظره لذت ببرد.

💡 كان المشهد رایع في المساء، حين انعكس ضوء الشمس على البحر بهدوء.

این صحنه در عصر، زمانی که نور خورشید به آرامی روی دریا منعکس می‌شد، فوق‌العاده بود.

💡 جلسنا شوية على الشاطئ نراقب البحر بصمت.

مدتی کنار ساحل نشستیم و در سکوت به دریا نگاه کردیم.

💡 سألنا عن ظقسی قبل الخروج إلى البحر لأن الجو كان متقلّبًا.

قبل از رفتن به دریا از آب و هوا پرسیدیم چون هوا غیرقابل پیش‌بینی بود.

💡 جلس الطفل قرب النافذة يراقب الطقس، ثم قال إن بوج البحر بدا هادئًا ذلك الصباح.

کودک نزدیک پنجره نشست و هوا را تماشا کرد، سپس گفت که دریا آن روز صبح آرام به نظر می‌رسید.

💡 تحرّك سحابٌ أبيضُ بسرعةٍ فوق البحر مع تغيّر اتجاه الرياح.

با تغییر جهت باد، ابری سفید به سرعت بر فراز دریا حرکت کرد.

💡 يحب الأطفال تخييم الصيف قرب البحر مع أصدقائهم.

بچه‌ها عاشق کمپینگ تابستانی در نزدیکی دریا با دوستانشان هستند.

کلمات مرتبط