المحو
🌐 پاک کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پاک کردن
📌 ماهو
📌 محو شدن
📌 ضربه زدن
📌 حذف
جمله سازی با المحو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسنًا، يسعدني أن أقول إن هذا المحو انتهى اليوم.
خب، خوشحالم که بگویم این حذف [اطلاعات] امروز تمام شد.
💡 وأنا منذور قربان تافه بدون علمى للعبث هل أهيج باختزال كل شىء ومط المحو فقط؟
و من همچون قربانیای بیاهمیت و بیخبر به پوچی تقدیم میشوم. آیا قرار است با کاستن از همه چیز و بسط دادنِ فقط محوشدگی، برانگیخته شوم؟
💡 استخدمَ الطفلُ الممحاةَ من أجلِ المحو الكاملِ للخطأِ في دفترِ الرياضيات.
کودک با استفاده از پاک کن، اشتباه دفترچه ریاضی را به طور کامل پاک کرد.
💡 يهدفُ البرنامجُ التعليميُّ إلى المحو التدريجيِّ للأميةِ في القرى البعيدة.
هدف این برنامه آموزشی ریشهکن کردن تدریجی بیسوادی در روستاهای دورافتاده است.
💡 وحيد فى وسع الموت وال دليل على موتى سوى المحو
تنها در قلمرو مرگ، و تنها گواه مرگم پاک شدن است.
💡 لم ينجحْ المحو الجزئيُّ للكتابةِ القديمةِ لأنَّ الورقَ كانَ رقيقًا جدًا.
پاک کردن قسمتی از نوشتههای قدیمی ناموفق بود زیرا کاغذ خیلی نازک بود.