گوزد

لغت نامه دهخدا

گوزد. [ گ َ / گُو زَ ] ( اِ ) به معنی جعل باشد، و آن جانوری است که سرگین را گلوله کند و غلطاند و ببرد. ( برهان ). گوزده. گونژده . قیاس شود با طبری گوی زنگو ( جعل )، مازندرانی کنونی گوزنگو «واژه نامه 666». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( شعوری ج 2 ص 295 ). این کلمه را به صورت گورد هم آورده که تصحیف گوزد است. رجوع به گوگار شود.

دانشنامه عمومی

گوزد ( به لاتین: Gvozd ) یک شهرستان در کرواسی است که در شهرستان سیساک - موسلاوینا واقع شده است. گوزد ۲۱۵٫۰۶ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۹۷۰ نفر جمعیت دارد و ۱۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
گوزد (استان اشوی داشکسیه). گوزد ( به لهستانی: Gózd ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در گمینا وانچنا واقع شده است. گوزد ۵۶۰ نفر جمعیت دارد.
گوزد (شهرستان رادوم). گوزد ( به لاتین: Gózd ) یک روستا در لهستان است که در گمینا گوزد واقع شده است. گوزد ۸۰۰ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم