رزوان

لغت نامه دهخدا

رزوان. [ رَزْ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب )باغبان و رزبان. ( ناظم الاطباء ). ناطور. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِخ ) کره ستاره زهره. ( ناظم الاطباء ). نام جرم فلک زهره. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

نگهبان رز، باغبان و نگهبان باغ انگور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - محافظ باغ انگور نگهبان رز . ۲ - باغبان .
ناطور یا کره ستاره زهره

فرهنگ اسم ها

اسم: رزوان (پسر) (فارسی) (تلفظ: razvān) (فارسی: رَزوان) (انگلیسی: razvan)
معنی: باغبان بویژه نگهبان باغ انگور، ( = رَزبان )

دانشنامه عمومی

رزوان (لنکران). رزوان ( به ترکی آذربایجانی: Rəzvan ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان لنکران و در دهیاری دشته توک واقع شده است. رزوان ۱۲ نفر جمعیت دارد.
رز به معنای درخت انگور و وان در زبان تالشی یعنی زمین و مکان و معنای کلی آن به صورت زمین یا باغ انگور است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم