زهید

لغت نامه دهخدا

زهید. [ زَ ] ( ع ص ) اندک از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قلیل. ( اقرب الموارد ). || تنگ خو. || کم خوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || رودبار تنگ. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

اندک از هر چیزی یا تنگ خو

فرهنگ اسم ها

اسم: زهید (پسر) (عربی)
معنی: بسیار متقی، کسی که از دنیا گوشه گیری می کند برای رسیدن به آخرت، شکل افراطی آن ریاضت اسلات که از نظر اسلام مردود است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم